الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

135

الغدير ( فارسى )

آورديم بررسى كنى ، مىبينى كه بين گفتار اين دو مرد و سخنان جامع ما كه از بدنهادى و كژانديشىاش پرده برمىدارد ، چقدر تفاوت هست . دشمن معاويه در جهنم است ! 37 - يكى از اسلاف نقل مىكند : در حالى كه بر بالاى كوهى در شام نشسته بودم ، ناگاه از هاتفى ندايى شنيدم كه مىگفت : هركس ابو بكر صديق را دشمن دارد ، زنديق است ؛ هركس عمر را دشمن بدارد ، در رديف جهنّميان خواهد بود ؛ هركس دشمن عثمان است ، دشمن خداى رحمان است ؛ هركس على را دشمن باشد ، پيغمبر با او دشمن است و هركس با معاويه دشمنى ورزد ، شعلهء تفتهء آتش جهنم او را فرامىگيرد . « 1 » شگفتا كه خاك دمشق ، جز روح هوادارى از امويان منفور نمىپرورد ، و هرندايى كه از زبان شيطان سركش و انسان كينه‌توز و دشمن حق و صلاح درآيد ، آنجا خريدار دارد . كسانى كه در امور دينى فريادهاى ناشناخته را گوش مىدهند و از خيالات بىاساس پيروى مىكنند و از حقايق ثابت جاويد روى برمىتابند ، چقدر از حق به دورند ، و استدلال و برهان راستين را دشمن مىدارند . معاويه از اصحاب پيامبر است ! 38 - يكى از راويان نقل مىكند : رسول اللّه را در حالى كه ابو بكر و عمر و عثمان و على و معاويه در پيشگاهش بودند ، ديدم كه مردى پيش او آمد . عمر گفت : يا رسول اللّه ، اين مرد از ما عيبجويى و بدگويى مىكند . چون تصوّر مىرفت كه رسول اللّه او را براند ، گفت : يا رسول اللّه ، من عيبى در اينها نمىبينم ، جز در اين مرد ، يعنى معاويه . پيغمبر فرمود : واى بر تو ، نه مگر او از اصحاب من است ؟ و اين جمله را سه بار تكرار فرمود ، سپس حربه‌اى برداشت و به معاويه داد و فرمود : به سينهء او بزن . او با خوردن اين ضربه متنبّه شد و با شتاب به خانهء من آمد ، و همان شب بيمارى خناق گرفت و مرد ، و اين شخص

--> ( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 140 .